|
کدوم ستاره ی توئه ، تو این کبوده دربدر کدوم ستاره ی منه ، تو آسمونه بی سحر کدوم طرف به غیره تو ، پرنده پر نمیزنه کجا صدات کنم ، کجــــــــــــا تو دستای ،تو گم شدم ، یه اتفاقه ساده بود حاصل اما، واسه من ، یه پای بی اراده بود یه پای بی اراده بود …نه سکوت، با تو که ماهه عالمی منو به روشنی ببر ، از این شبه جهنمی صدام کن از ، فاصله ها فاصله های دورتر، منو به شش گوشه ی اون ،داغه همیشگی ببر کدوم ستاره ی توئه ، تو این کبوده دربدر کدوم ستاره ی منه ، تو آسمونه بی سحر
کمک به خوشبخت تر شدن جوونا !!! هدف فقط اطلاع رسانی هست. شمام دوست داشتین کپی کنید توی وبلاگ هاتون که همه بخونن. منبع : سایت اخبار علمی پزشکی چیزی وجود دارد که هر مردی لازم است درمورد همسرش از آن مطلع باشد: گفتن چه حرفهایی باعث خوشحالی اومیگردد. وقتی سخن از تعریف و تمجید بمیان می آید زنان تـبـدیل به هیولای خـون آشـام گـرسـنـه ای می گـردند که همیشه بیشتر و بیشتر و بیشتر طلب میکنند! و اگر شما خواسته شان را برآورده نمایید، در عـوض بـسیـار بـیـشتـر از طرف همسرتان مورد محبت و توجه قرار خواهید گرفت و آنها خوب می دانند که چطور این کار شما را جبران کنند.
از ازلم آشنا حب تو را یا حسین تا به ابد با توام شکر خدا یا حسین هرکه حسینی شود خاک کند کیمیا چیست مگر کیمیا عشق و صفا یا حسین چون به دلی بنگری کرب و بلایی شوی این دل تنگم نما کرب و بلا یا حسین هرکه تورا مشتریست دوست خریدار اوست جان مرا هم طلب،کن ز خدا یا حسین آنچه که آموختم، از ره تو بندگیست گوهر تقوی کنی،بسکه عطا یا حسین صاحب منبر تویی، جان پیمبر تویی جان پیمبر بگیر، دست مرا یا حسین کیست که هر دم کند، شور حسینی به پا اذن خدا می دهد، شور عزا یا حسین بانی این خیمه ها، کیست بجز فاطمه ناله ی او می کند روز به پا یا حسین نوکر تو می خرد، درد و بلای تو را تا تو نبینی اگر درد و بلا یا حسین
بر سر سرنیزه می تابد سری می درخشد همچو ماه و اختری او که خود دل ناگران خواهرست می برد از دل قرار خواهری عصر عاشوراست و پایان نبرد سوزد از آتش خیام حیدری تیر و سنگ ریزند چو باران بهار بر سر گل خانه پیغمبری بوستان عشق احمد پرپر است از دم تیغ سپاه سامری اهل بیت مصطفی غرقاب غم ای دریغ از دیده ی حق باوری خواهری با چشم تر بنشسته است در کنار نعش پاک بی سری خیره بر نعشی که بر خاکست هنوز دیده ی از خون نگار دلبری هر طرف دوزد نگاه بیند ز کین جلوه ای از موسم عصیانگری تن لگدکوب سم اسبان شده سر به روی نی به دست کافری یکطرف بنشسته بر سر می زند مادری در پیش مهد اصغری سوی دیگر برسر نعش یلی خاک غم ریزد به صورت مادری کودکان بی پدر با حال زار در به در دنبال یار و یاوری بی خبر از این همه درد و بلا دل خوشند کی میرسد آب آوری تازیانه بر تن نوباوه ها می زند نقش ونگین احمری شوق زر در قلب تاریکان ربود گوشوار از گوش طفل مضطری خسته از جور ستمکاران دون دیده گریان است گل نیلوفری می دهند با نوک انگشتان نشان رأس با با را به ضرب خنجری کینه توزان پلید ددمنش در جواب گریه های دختری یا محمد بین چه ها شد با حسین رفته از یاد عرب احسانگری کف زنان بر طبل شادی می زنند کوفیان سرمست از این غارتگری هلهله در لشکر ظلمت بپاست می دهند بر قاتلین سیم و زری حیف و صد حیف و دریغا بر لبست خیزد آتش از دل پر اخگری کی تواند شرح این ماتم دهد خون چکد از دیدگان سروری
قیامت بی حسین غوغا ندارد”شفاعت بی حسین معنا ندارد”حسینی باش که در محشر نگویند”چرا پرونده ات امضاء ندارد محرم آمد و ماه عزا شد ای به دل بسته ، قدری آهسته کربلا لبریز عطر یاس شد. . . .نوبت جانبازی عباس شد دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز دل را اگر از حسین بگیرم چه کنم گویند که در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست . . . علم فاطمه دست قلم عباس است. فرشتهها از امشب صبوی غم مینوشن با آب طلا نام حسین قاب کنید
باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست باز محرم رسید، ماه عزای حسین سینهی ما میشود، کربوبلای حسین کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین |
About
مهر 1389 (3) آبان 1389 (10) آذر 1389 (15) دی 1389 (18) بهمن 1389 (24) اسفند 1389 (16) فروردین 1390 (9) اردیبهشت 1390 (3) خرداد 1390 (8) تیر 1390 (8) مرداد 1390 (6) شهریور 1390 (11) مهر 1390 (7) آبان 1390 (9) آذر 1390 (10) دی 1390 (10) بهمن 1390 (3) اسفند 1390 (4) اردیبهشت 1391 (2) Links
دیگر باران کافی نیست...بگو تگرگ بیاید!(آجی نگین خودم) | |||||