دعای عظم البلا
ساعت فلش مذهبی
زیارت عاشورا

کد دعای فرج برای وبلاگ

جایی برای دلتنگی های من " href="/rss" />


























جایی برای دلتنگی های من

به توکل نام اعظمت بسم الله

نمیدانم چرا الفبای بیشتر زبانها با الف شروع میشود!

در حالیکه تمام هستی با یک ب آغاز شد...

بسم الله الرحمن الرحیم


نوشته شده در دوشنبه 28 بهمن 1392ساعت 15:13 توسط شیرین خانم|
طبقه بندی:

روزی در تقویم خواهند نوشت:
 

تعطیل-روزفرج مهدی فاطمه 


وبعد در مدینه کنار ساختمان نیم کاره ای تابلو زیر را میبینیم: 


 پروژه حرم مطهر بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا 


کار فرما: قائم آل محمد 


پیمانکار: یاران حضرت 


مساحت: وسعت دل تمام شیعیان 


به امید آن روز...  

  

عشق فقط عشق علی رهبر فقط سید علی.  

  

جانم فدای رهبرم    

 

سلامتی آقاامام زمان و رهبر عزیزمون    

  

صلوات 

       

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم   

 

 

      

نوشته شده در یکشنبه 24 شهریور 1392ساعت 13:16 توسط شیرین خانم|
طبقه بندی:

سلام وبلاگ جان چطوری

میبینم تو هم مثل صاحبت تنهایی 

 من نبودم اینجا چقد سوت و کور شده

چه غم انگیز کسی هم نبوده که سراغما بگیره

ببخش که تنهات گذاشتم 

قرار بود بیام اینجا تا همه چیزما باهات تقسیم کنم غم و شادی خوشی و ناخوشی

ولی فراموشت کردم 

نه اینکه بخام مجبور شدم خیلی اتفاق ها افتاد که انتظارشا نداشتم داغونم کردن

دلم برای دوستای قدیمیم تنگ شده 

الان نظرا رو میخوندم نظر جدید که نداشتم

نظرای سال هشتاد و نه به بعد 

هعیییی

چه زود گذشت این عمر

شش سال گذشت مثل چشم بهم گذاشتن

نظرا خوندم بدجور دلم گرفت غصم شد نمیدونم چرا

خیلی حرفا داشتم ولی ....


نوشته شده در پنج‌شنبه 27 آبان 1395ساعت 00:05 توسط شیرین خانم| | 0 نظر
طبقه بندی:

سلام کلبه دلتنگی های من

یه سالی میشه بهت سر نزدم 

معذرت میخام

تو که خبر نداشتی

خیلی این دو ساله ضربه خوردم خیلی دلم شکست 

من به خودم معذرت خاهی بدهکارم از اینکه تنهام از اینکه همیشه احترام گذاشتم محبت کردم صادقانه رفتار کردم

از همه ضربه خوردم خیلی تنهام و خیلی دلشکسته 

ای کاش اینقد ساده نبودم ای کاش اینقد دلسوز نبودم 

کم آوردم از خودم ناراحتم ناراضی ام از دست خودم کم آوردم

خدایا کمکم کن خدایا دستمو بگیر خداجونم غیر تو کسی رو ندارم



نوشته شده در سه‌شنبه 1 تیر 1395ساعت 22:23 توسط شیرین خانم| | 0 نظر
طبقه بندی:

ﺍﯾﻤـــﺎﻥ ﺩﺍﺭﻡ . . .

ﮐــﻪ ﻗﺸﻨـﮕـﺘــﺮﯾﻦ ﻋﺸــﻖ

ﻧﮕــﺎﻩ ﻣﻬــﺮﺑـــﺎﻥ ﺧــﺪﺍﻭﻧـــﺪ ﺑـﻪ ﺑﻨـﺪﮔـﺎﻧـﺶ

ﺍﺳــﺖ . . .

ﺯﻧـــﺪﮔــﯽ ﺭﺍ ﺑـــﻪ ﺍﻭ ﺑﺴــــﭙﺎﺭ . . .

ﻭ ﻣﻄـﻤﺌـــﻦ ﺑـــﺎﺵ ﮐﻪ ﺗــﺎ ﻭﻗﺘـــﯽ ﮐــﻪ ﭘﺸﺘــﺖ

ﺑــﻪ ﺧـــﺪﺍ ﮔــﺮﻡ ﺍﺳــﺖ

ﺗﻤـــﺎﻡ ﻫــﺮﺍﺱ ﻫـــﺎﯼ ﺩﻧﯿـــﺎ ﺧـﻨـــﺪﻩ ﺩﺍﺭ

ﺍﺳــﺖ..

خدایا عاشق آرامش اسمتم..



نوشته شده در شنبه 27 تیر 1394ساعت 01:27 توسط شیرین خانم| | 0 نظر
طبقه بندی:

سلام شهید گمنام بزرگوار

حالت چطوره برادر با غیرت 

خوبی برادر نترس و نجیبم

این روزها خیلی خیلی دارم بیش از حد شرمنده میشم

پیش شما پیش خدا پیش امام زمانم

توروخدا اگه راه داره شفاعت منم پیش اون بالایی بکنید

توروخدا اگه یه درصد راه داره از اون بالا هوای منم داشته باشید

نذارید بیش از این تو گرداب و منجلاب گناه بمونم و پایینتر برم

من فقط میتونم بگم شرمنده ام

شرمندگی منو قبول کنید


سلام عموجان

دلم خیلی برات تنگ شده خیلی دوست دارم ببینمت

برای یه بار هم که شده بیا بخابم

کمکم کن

شاید خواب نما بشم تغییر کنم خیلی خستم بیا نجاتم بده عموجونم


سلام مادر شهید سلام پدر شهید

خوش به حالتون خوشبحال خدا که چنین بنده هایی داره

بچه هایی تربیت کردن نه از نوع جیگر گوشه خودشون بلکه شاید از جیگر گوشه خدا

چقدرر چقدرر بخشنده بودین چقدرر چقدرر صبور

شما از بچه هاتون از عزیزانتون گذشتین

ولی هنوز ما تو دوره جاهلیت موندیم

نوع حجاب نوع اخلاق و نوع...همه رو عکس وصیت بچه هاتون انجام دادیم

وای به حال ما وای به حال ما وای به حال ما

خدایا عاقبتمونو ختم به خیر کن



نوشته شده در سه‌شنبه 5 خرداد 1394ساعت 23:16 توسط شیرین خانم| | 0 نظر
طبقه بندی:

دلم خیلی گرفته

فقط میدونم هیچوقت تا این حد احساس تنهایی نکرده بودم

خیلی دلم برا خدا تنگ شده 

خدایا منا ببر پیش خودت

بعضی از بنده های زمینیت مرام و معرفت درک و شعور ندارن

خیلی خستم

انالله و انا الیه راجعون

روحم هم انگاری صبرش سر اومده

نیاز به یه فاتحه داره

بسم الله


نوشته شده در دوشنبه 7 اردیبهشت 1394ساعت 22:41 توسط شیرین خانم| | 0 نظر
طبقه بندی:

خود را به خدا بسپار، وقتی که دلت تنگ است

وقتی که صداقتها ، آلوده به صد رنگ است 


خود را به خدا بسپار، چون اوست که بی رنگ است

چون وادی عشق است او، چون دور ز نیرنگ است


خود را به خدا بسپار ، آن لحظه که تنهایی 

آن لحظه که دل دارد ،از تو طلب یاری


خود را به خدا بسپار ، همراه سراسر اوست 

دیگر تو چه میخواهی ؟! بهر طلبت از دوست


خود را به خدا بسپار، آن لحظه که گریانی 

آن لحظه که از غمها ، بی تابی و حیرانی


خود را به خدا بسپار، چون اوست نوازشگر

چون ناز تو میخواهد ، او را ز درون بنگر 


خود را به خدا بسپار ، وقتی که تن ات سرد است 

وقتی که دل از دنیا ، آمیخته ی درد است



نوشته شده در دوشنبه 7 اردیبهشت 1394ساعت 22:37 توسط شیرین خانم| | 0 نظر
طبقه بندی:

خدای من بمان
با دیدگانی تار ... می نویسم ... برای تو و برای دل !
دل !....این دل تنگ و تنها ... امروز تنهاتر از هر زمان دیگری هستم.....
تو هستی ! .... در تار و پود لحظاتم.... اما ...
اما.....سهم من از این دنیای رنگی همیشه تنهایی بوده ....
چشمانم را از من مگیر...بگذار تا جان دارم برای تو بنویسم... برای تو و از تو ! ....تویی که مهربانترینی...
خدایا !..........دریاب حال مرا که....از وصف حالم عاجزم....و خسته....
دریاب مرا ! این بنده ی سراسر بغض و حسرت را....
صبر !....صبر را به من هدیه کن !
خدایا !...بگذار دست یابم به هر آنچه که دلم با او آرام میگیرد ...و مگذار ! تو را قسم به خداییت مگذار گناه کنم....
خدایا ! مواظبم باش ! مواظب این روح بی قرار و تنهایم باش !
خدای مهربانم ای بی کران نازنین !...عاشقم بر تو و هر آنچه که به من هدیه می کنی !
بهترین ها را به قلب بی قرار و تنهایم هدیه کن ...ای قدرتمند بی نهایت کریم.
دوستت دارم ای مهربان ...تو را سپاس برای همه ی رحمت هایت ...

با من بمان....خدا....با من که تنها تو نگهدار منی ! به تو و محبت و مهر و هدایتت نیازی مبرم و عمیق دارم.

نوشته شده در دوشنبه 7 اردیبهشت 1394ساعت 22:36 توسط شیرین خانم| | 0 نظر
طبقه بندی: